این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه “ش” اضافه می خواندم

تو برای دلم “ور” زدی و من اونو “شور” زدن دلت می دیدم
تو اراجیفت رو “عر” می زدی و من همه اونها رو”شعر” می دیدم
تو ارزش یه “اه” رو هم نداشتی اما من تورو “شاه” می دیدم !
تو سراپا ادعایی عزیزم …
انکار نکن !
سخنانت را چشیدم ، طعم کشک میدهد !
صدا …
دوربین …
حرکت …
باز هم برایم نقش بازی کن !
هنوز آنقدر ضعیف نشده ام
که خطرِ ریزشِ این کـوه را جار بزنم

اما تــــو
حوالیِ من که می رسی احتیاط کن

مانند شیشه

شکستنـــــم آسان بـــود . . .
ولی
دیگـــر به مــن دست نزن
این بار زخمی ات خواهم کرد

نــَـمـَــکــ بَـــر زَخمــَم نَپـــــــاش
یادَت باشَـــــــــــــــــــــــد
این نَـــمَـــــکـــ هـــارا از سـَـــرِ سُـــفره ی ما بَــــرداشتی…