شعر دانشجویی


بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود

این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!

مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده

گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !

استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان

دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !

مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه

به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !

مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست

خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !

هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او

چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود

رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود؟

توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم

خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود

منبع : اس ام اس باشی

شعر سیب و جوابیه ها


اینقدر قشنگ هست که 100 بار بخونی !


    بنام خدا

حمید مصدق:

تو به من خنديدي و نمي دانستي
...
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلود به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز،

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت



فروغ فرخ زاد :

من به تو خنديدم

چون كه مي دانستم

تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي

پدرم از پي تو تند دويد

و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه

پدر پير من است

من به تو خنديدم

تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو ليك

لرزه انداخت به دستان من و

سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك

دل من گفت: برو

چون نمي خواست به خاطر بسپارد

گريه تلخ تو را

و من رفتم و هنوز

سالهاست كه در ذهن من آرام آرام

حيرت و بغض تو تكرار كنان

مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت...



جواد نوروزی :

دخترک خندید و

پسرک ماتش برد !

که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده

باغبان از پی او تند دوید

به خیالش می خواست،

حرمت باغچه و دختر کم سالش را

از پسر پس گیرد !

غضب آلود به او غیظی کرد !

این وسط من بودم،

سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم

من که پیغمبر عشقی معصوم،

بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق

و لب و دندان ِ

تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم

و به خاک افتادم

چون رسولی ناکام !

هر دو را بغض ربود...

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:

" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !

جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،

همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت ... !



مسعود قلیمرادی:



او به تو خندید و تو نمیدانستی

این که او می داند

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

از پی ات تند دویدم

سیب را دست دخترکم من دیدم

غضبآلود من نگاهت کردم

بر دلت بغض دوید

بغض چشمت را دید

دل دستش لرزید

سیب دندان زده از دست دل افتاد به خاک

و در آن دم فهمیدم

آنچه تو دزدیدی سیب نبود

دل دردانه ی من بود که افتاد به خاک

ناگهان رفت و هنوز

سالهاست که در چشم من آرام آرام

هجر تلخ دل و دلدار تکرار کنان

می دهد آزارم

چهره ی زرد و حزین دختر من هر دم

می دهد دشنامم

کاش آنروز در آن باغ نبودم هرگز

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که خدای عالم

زچه رو در همه باغچه ها سیب نکاشت؟

می خوام ببینم آخرین چیزی که کپی کردی چیه؟


توو قسمت کامنت دکمه ی Ctrl+V رو بزن


می خوام ببینم آخرین چیزی که کپی کردی چیه؟


مرد باش

:)))))

جوک جدید

جوک جدید جوک جدید جوک جدید جوک جدید جوک جدید جوک جدید جوک جدید





به منشی شرکتمون میگم برو تو پروگرام فایل

میگه کامپیوترو روشن کنم ؟ :|

گفتم نه , چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن

از اونجا سعی کن به حول و قوه الهی وارد بشی :) )

.

.

.

استاد فیزیک ۲ ما یه استاد جا افتاده و تقریبا مسنی بود…

به ندرت شوخی میکرد ولی همه دوسش داشتن.

یه بار سرکلاس وسط درسش یه چیزی رو استباه گفت بنده خدا…

تا آخرای کلاس یه پسر بی مزه هی داشت نچ نچ میکرد می رفت رو مخ همه…

این شد که استاد موجه ما یهو برگشت با خونسردی تمام گفت:

کیه داره باباشو صدا میکنه؟؟؟ :) )

.

.

.

یه سوالی هست مدت هاست ذهن ِ منو مشغول کرده ..

من میخوام ببینم اونی که داشت زبان فارسی رو اختراع میکرد

اون روز اول …

چی شد که تصمیم گرفت قورباغه ق اولش«ق» باشه غ دومش«غ» ؟

.

.

.

خدایا این همه چاله انداختی توی زندگی ما

خب یه دونشو مینداختی رو لوپمون !

.

.

.

دماغتون رو بگیرید و سعی کنید برای ۵ ثانیه بگید «ممممممممم»

بعله یه همچین کارایی بلدم من !

.

.

.

بخاطر میخی نعلی افتاد.بخاطر نعلی اسبی افتاد

بخاطر اسبی سواری افتاد.بخاطر سواری جنگی شکست خورد

بخاطر شکستی مملکتی نابود شد

و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود…!!!

.

.

.

تو کز محنت دیگران بی غمی

لذت زندگی رو تو داری میبری واقعا !

.

.

.

اگه یه موقعی تو یه موقعیتی گیر کردین که یکی می خواست بکشتتون زودی بگین :

>بکش ! بکش راحتم کن معطل چی هسسی؟ د یالا لعنتی !

تو همه فیلما امتحان خودشو پس داده.

البته در مورد سیلی پدر کاملا بی نتیجه بوده !

.

.

.

معلوم نیست این درس عبرت چند واحده لامصب!

تموم نمیشه…

.

.

.

اگه کسی بهت گفت دوستت دارم

آروم بغلش کن ، نازش کن ، سرشو بذار روی شونت و یواش در گوشش بگو :

اونجایی که تو درس میخوندی ما مدیر مدرسه بودیم !

.

.

.

نصف عمرم در انتظار پر شدن تاکسی گذشت !

.

.

.

نفرین نمیکنم …

خدا ازت بگذره …

بعدم دنده عقب بیاد از روت رد شه قشنگ له شی!!!!

.

.

.
ادامه نوشته

اگه مجبور بودی تو یکی از این موقعیت ها بودی ؟


اگه مجبور بودی تو یکی از این موقعیت ها بودی کدوم رو انتخاب می کردی ؟

سوال سختیه ها !!!!!

در نظرات منتظریم

http://www.smsbashi.com/wp-content/uploads/2012/08/khatar.jpg


خرید ساعت led mirror

برای اولین بار در ایران با بسته بندی اوریجینال و فوق العاده شکیل

دارای یک سال گارانتی تعویض


قیمت : 32000 تومان



ساعتي فوق العاده زيبا براي نسل جوان

دستان شما در اختيار جذابيت ...

فوق العاده شيك و زيبا

ساعت Mirror بر خلاف سایر ساعت های موجود ، نه یک ساعت عقربه ای است و نه یک ساعت کامپیوتری! همانطور که در تصویر مشاهده میکنید این ساعت با ظاهری متفاوت و مدرن به بازار ارائه شده است. صفحه این ساعت در حالت عادی خاموش بوده و زمانی که شما دکمه آن را لمس کنید چراغ های های ساعت با یک رقص نور خارق العاده روشن شده و ساعت برای شما نمایش داده خواهد شد که مطمئنا دیگران را حیرت زده خواهد کرد. از دیگر خصوصیات این ساعت نشان دادن تاریخ می باشد. همچنین بند این ساعت استیل بوده و دارای بسته بندی فوق العاده شکیل می باشد. این ساعت برای اولین بار در ایران با یک سال گارانتی تعویض توسط فروشگاه ما عرضه می شود.

بهترین و بدترین خاطره .....


بهترین و بدترین 

خاطره ای که از

 بچگی تا الان 

داشتین چی بوده ؟



مشاعره .....



در این پست میخوایم یه مشاعره راه بندازیم .......

لطفا با استفاده از @ مشخص کنید که بیت شما در جواب چه بیتی است ...

شروع ....

کل کل

سلام دوستان :

به کار جالب : در این پست قراره که با نظرات کل کل کنیم !!!

حالا هر نظری باشه.

کل کل دختر و پسر یا .................

نظرات سیاسی و حاوی الفاظ زشت حذف میشوند.

شروع ......


سوال های بی جواب شما چیه ؟



سلام به همه دوستان خوب. اگه موافق باشید میخواییم اینجا یه کار جالب انجام بدیم.

"سوال های بی جواب" که تا حالا واستون پیش اومده رو در قسمت نظرات بنویسید.

به نظرم کار جالبیه!!!!

هم از خوندن سوالات همدیگه لذت میبریم

هم اینکه ممکنه یکی پیدا بشه که پاسخی واسه سوالتون داشته باشه یا به شما در

یافتن پاسخ سوالتون کمک کنه.

"حتما بعد از طرح سوال برای گرفتن پاسخ برگردید."


بهترین جوک ؟





خنده دار ترین جوک هایی که تا حالا شنیدید



نظرسنجی :



خنده دار ترین جوکی که تا حالا شنیدید چی بوده ؟


لطفا خنده دارترین جوکی که تا حالا شنیدید یا خوندید رو در قسمت نظرات بنویسید.

ممنون






ادامه نوشته

اس ام اس های مخصوص شب یلدا 1391

یلدا پیشاپیش مبارک


لبی سرد و دلی افسرده داریم /  به سر افکار تیپا خورده داریم

رسد پایان پاییز و از آغاز /  هزاران جوجه ی نشمرده داریم !

.

.

.


 پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه

تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد.

عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری

یلدای خوشی را برایتان آرزو می کنم . . .

.

.

.

تنها چند دقیقه ناقابل مى تواند از یک شب عادى، شب یلدا بسازد؛

ولى با هم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است.

.

.

.

شب یلدا عزیزه هندوانه

اگرچه ترش و لیزه هندوانه !

بهایش را چو پرسیدم ز یارو

بگفتا هیس ! جیزّه هندوانه !

.

.

.

ازین شربت یکی پیمونه بردار / اناری آتشین دردونه بردار

درین یلدا تو شیرین کن لبانت / بیا قاچی ازین هندونه بردار

یلدای همتون مبارک

.

.

.

فریاد کشیده هر دو جیبم جانسوز / با دیدن نرخ هندوانه دیروز

یلدا تو کمی دیر تر امسال بیا / یارانه برای تو ندادند هنوز !

.

.

.

لبی سرد و دلی افسرده داریم

به سر افکار تیپا خورده داریم

رسد پایان پاییز و از آغاز

هزاران جوجه ی نشمرده داریم

.

.

.

رفتم شب یلدا به سراغ حافظ / تا حال مرا کند برایم محرز

گفتم که شود بهتر از این احوالم ؟ / دیوان به زبان آمد و گفتا هرگز !

.

.

.

از غم به جان آمد دلم درمان ندارد

شام غریبان را سحر امکان ندارد

امشب شب مهتاب و یلدا با هم آمد

تکرار تلخ ماجرا پایان ندارد

.

.

.

رویت به سرخی انار شبت به شیرینی هندوونه

خنده ات مثه پسته و عمرت به بلندی یلدا . . .

.

.

.

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!

بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی

بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی

بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی

فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟

جوجه ها را بعدا با هم میشماریم  . . .

.

.

.

با سلام، اگر در صحت و سلامت به سر می برید،

لطفا به این شماره پیامک خالی بفرستید

طرح سر شماری جوجه های آخر پاییز!

.

.

.

روی گلتون به سرخی انار

شبتون به شیرینی هندوانه

خنده هاتون مثل پسته

و عمرتون به بلندی یلدا

شب یلدا مبارک

.

.

.

سلام ای دیر آشنای لوند دوران

ای دخترک باز مانده قرون و اعصار

ای بهانه بیداری ادب رنجور ایران

امشب ایران محفل اش هست باتو بیدار . . .

.

.

.

تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی

اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه!

.

.

.

یلدا شب پیوند دل و خاطره است

دیدار من و برف لب پنجره است

یلدا شب هندوانه و فال و غزل

کار دل من بی تو ولی یکسره است . . .

.

.

.

شب یلدا کنار یار بودم

به او دلبسته و بیمار بودم

شپش هایش گرفتم از سر شب !

منِ نادان مگر بیکار بودم!

.

.

.

فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی چشم همه به توه

خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی جوجه !

.

.

.

شبای چله، کرسی و پتوی چل تیکه، انار سرخ و چل گیس عاشق

شبای یلدا، آدمای تنها، بخاریای آهنی و غصه ی فردا، قصه های کوتاه و سوز و سرما

.

.

.

شما را گر شب یلدا بلنده / مرا لیست طلبکارا بلنده

از اول شانس و اقبالم کج افتاد / زمانه ناقلا با من لج افتاد

اگرچه بخت من چون شام تاره / در اون بالا ندارم یک ستاره

ولی هندونه ام در شام یلدا / سفیدیش بود چون شیر گاوا

انارم ترش و گردوهام پوچه / و چشمان زنم افسوس لوچه

بود آجیل تلخ و سیب ها کال / و قطعاً می شود وارونه ام فال

خلاصه در شب یلدای بنده / بود اوضاع و حالم باب خنده

این اشتباه من بود !!!

این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه “ش” اضافه می خواندم

تو برای دلم “ور” زدی و من اونو “شور” زدن دلت می دیدم
تو اراجیفت رو “عر” می زدی و من همه اونها رو”شعر” می دیدم
تو ارزش یه “اه” رو هم نداشتی اما من تورو “شاه” می دیدم !
تو سراپا ادعایی عزیزم …
انکار نکن !
سخنانت را چشیدم ، طعم کشک میدهد !
صدا …
دوربین …
حرکت …
باز هم برایم نقش بازی کن !
هنوز آنقدر ضعیف نشده ام
که خطرِ ریزشِ این کـوه را جار بزنم

اما تــــو
حوالیِ من که می رسی احتیاط کن

مانند شیشه

شکستنـــــم آسان بـــود . . .
ولی
دیگـــر به مــن دست نزن
این بار زخمی ات خواهم کرد

نــَـمـَــکــ بَـــر زَخمــَم نَپـــــــاش
یادَت باشَـــــــــــــــــــــــد
این نَـــمَـــــکـــ هـــارا از سـَـــرِ سُـــفره ی ما بَــــرداشتی…