یک شعر بسیار غم انگیز "دوره گرد"
سفره خالی
یاد دارم در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد
داد می زد : کهنه قالی می خرم
دسته دوم جنس عالی می خرم
کاسه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه..............
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۱/۱۴ ساعت توسط علی
|